پست يك بلاگر

 بعد از چند تا نقل و انتقال اين جا دائم مو نديم

اين هم يك نوشته خوب از يك بلاگ نويس

من نفهمیدم چطور شد دوستی‌ها منهای دوست داشتن‌ها معنا یافت بی چون و چرا! چرا؟من نفهمیدم چرا از بام مهربانی‌ها پرتابم کردی روی آسفالت هرزگی‌ها!من نفهمیدم چطور شد که دروغ ساده‌ی زنانه را ترجیح دادی به صلابت صداقت‌ها!من نفهمیدم کجای خوبی‌ها مهر رسوائی خورد و بی ظرفیتی فکر و قلب دیگری چگونه نتیجه‌ی اتهام من شد در دادگاه نابرابری‌ها!من نفهمیدم که گوشه‌های روسری آبی‌ام را کجای خاطره‌هایت گره زده بودم که بی‌حجابم کردی با تحقیرها!من نفهمیدم صدایم کی موج بلند سینوسی گرفت که از تمام توابع عالم حذفم کردی بی‌محابا!اما ...دلم می‌خواهد بدانی که تو!تو گلاویز هیچ حرف صادقانه‌ای نبوده‌ای،تو ...قواره فهمیدنهای من نبوده‌ایتو دلبسته‌ی مراد هیچ درختی نشده‌ای، تو آشفته‌ی صدای هیچ بارانی نگشته‌ای، تو تن‌پوش زخمی هیچ سلاخی نشده‌ای،تو اندازه‌ی شعور ساده‌ی من زنانگی نکرده‌ای، تو به پهنای دل من دلدادگی نکرده ای ، تو به وسعت نگاه من، عذاب وجدان نداشته‌ای.تو ... قواره‌ی فهمیدن‌های من نبوده‌ای.پس قابل تاسفی، قابل ترحمی، قابل اغماضی و قابل بخشش.لينك اصلي مطلب

/ 6 نظر / 16 بازدید
مریم

سلام شاید حق با شما باشه ... البته نسبت به پستهای خودتون موفق باشید و ماندگار

مريم

هوالحی سلام بیا از خوبیها و مهربونیها و عشق بگیم . بیا کلماتمون رو مملو از مفهومی کنیم که جهان تشنه شنیدنشه . نوشته خودت بود ؟ قشنگ می نویسی . از قشنگی ها بنویس . از اونی بنویس که با همه چیزهای عجیب و غریبی که از ما می بینه مثل روز اول قشنگ می بینه زیبا خلق می کنه و بی نظیر حضور داره . موفق و سر بلند باشی .

مريم

هوالحی سلام دوباره اومدم هنوز تصمیم نگرفتی که با قلم زیبات زیبایی خلق کنی ؟ بازم برمیگردم

مریم

هوالحی سلام سال نو مبارک موفق و سلامت و به روز باشی