زانتین الهی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ زانتين الهي زانتین الهی
آرشیو وبلاگ
      رزهاي وحشي (بگذار آفتاب من پيراهنم باشد)
سال های سگی همسایه جهانی سومی نویسنده: زانتین الهی - ۱۳٩٠/۳/۳۱

به جای مقدمه : دوباره اومدم

خوب یادم هست که سال ها قبل، وقتی نوجوان بودم همسایه میانسال و ساده دلی داشتیم،ماجرا بر می گشت به روزهایی که شوهای لس انجلسی دست به دست می گشت، یادمه مرد همسایه ما به ساده گی تمام استدلال می کرد که زن ها و مردهایی که توی این شوها باهم هستن در واقع توی دوتا محیط جدا تصویر برداری میشن و بعد به وسیله میکس کنار هم گذاشته می شن و اونوقت ما فکر می کنیم که اینا باهم می رقصن

یادش بخیر با بچه ها کلی می خندیدم به این قضیه، ابتدا فکر می کردم حتما سعی داره صورت مسئله رو واسه ما خوب جلوه بده، اما بعدش فهمیدم که خودش هم به این موضوع اعتقاد داره

جالا سالها از اون ماجرا می گذره و اون مرد رو از دور یا نزدیک می بینیم. با بچه ها تصمیم گرفتیم بریم یه فیلم س.ک.س (پورنو) بهش نشون بدیم و ازشون بخوایم واسمون توضیح بدن چطوری این جور فیلم ها تصویر بردای میشن

مثلا وقتی که پوزیشن بازیگر زن تغییر می کنه، یا بازیگر مرد در سمت بالا قرار می گیره، وقتی که مرد تو اون یکی استودیو ست، زن توی این استودیو چه جوری بازی می کنه که بعدش بشه میکسش کرد و یه تصویر واقعی بدست اورد

حداقل بگن که کدوم استودیو هالیوود این کارو می کنه تا اگه بشه ازش بازدید کنیم و از رعایت نکات اخلاقی توی این استودیو ها مطمئن بشیم

لینک      نظرات ()      

تراژدی نویسنده: زانتین الهی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

روزهایی که داره می گذره رو با یکی تراژدی خیلی خیلی سخت رو دارم تجربه می کنم

شازده کسی بود که به خاطر جایگاه اجتماعیش روی کمکش حساب می کردم و ازش انتظار داشتم اما مثل این که زیادی انتظار داشتم

روزهای خیلی غمگینی تا حالا گذشت و روزهای دیگه ی هم در پیش رو هست

"آتی" تنها دوستم بود که سه روز تمام سعی کرد به من آرامش بده و تاجایی که تونست هر کاری که از دستش بر اومد انجام داد تا تغییر ایجاد شه، که متاسفانه هیچ خبری تا الان نشده

مرسی آتی عزیز

لینک      نظرات ()      

ملغمه ای بنام ایران و ایرانی نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸٩/۱۱/٢۳

در پی اعلام این نکته که تاکنون 65000 شرکت تجاری ایرانی در دبی ثبت شده اند، یکی از ایرانیان گفت: ما ایرانی ها صبح در تهران از خواب بیدار می شویم. محل شرکت تجاری و مرکز خریدمان در دبی است؛ 
استعدادمان در تهران کشف شده، اما نبوغمان در اروپا شکوفا می شود؛ 
برای تحصیل به فرانسه یا لندن می رویم، اما چون از کار در اروپا خوشمان نمی آید، در ایالات متحده آمریکا کار می کنیم، و هر وقت بیکار شدیم برای گرفتن حقوق بیکاری به اروپای مرکزی می رویم؛ 
برنامه های تلویزیونی مان از لوس آنجلس پخش و در خرم آباد دریافت می شود. فیلم های مان را در بیابان های ایران می سازیم، اما در ونیز و پاریس و برلین آنها را نمایش می دهیم و از آنجا جایزه فیلمسازی می گیریم؛ 
در کلن طرفدار جمهوری و در تهران طرفدار سلطنت هستیم؛ 
مهم ترین مقالات سیاسی مان در اوین نوشته می شود، اما در پاریس خوانده می شود؛ 
از واشنگتن نامزد انتخابات می شویم، اما صلاحیتمان در تهران رد می شود، بنابراین در برلین انتخابات را تحریم می کنیم و در لندن تصمیم می گیریم رفراندوم برگزار کنیم؛ 
در هلند عضو پارلمان و در اسرائیل رئیس جمهور می شویم، در تهران با حکومت مخالفت می کنیم، در عراق با حکومت می جنگیم، اما در لبنان از حکومت دفاع می کنیم؛ 
در تهران کنسرت موسیقی راک برگزار می کنیم، ما در فرانکفورت کنسرت موسیقی سنتی مان با استقبال آلمانی ها روبرو می شود؛ 
در آنکارا در کنسرت موسیقی پاپ ایرانی شرکت می کنیم، اما در آنتالیا می رقصیم، در کانادا برنده مسابقه ملکه زیبایی می شویم، حقوق زنانمان در مشهد نقض می شود، اما در سوئد از حقوق زنان دفاع می کنیم؛ 
ولیعهدمان در امریکاست، ملکه مان در یکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند، رئیس جمهور سابقمان در پاریس زندگی می کند، رئیس قوه قضائیه مان متولد عراق است، در عوض نخست وزیر عراق سالها در ایران زندگی می کرد و رئیس جمهور اسرائیل متولد ایران است؛ 
در ایران زندگی می کنیم، در ترکیه تفریح می کنیم، در آمریکا پولدار می شویم و برای مرگ به ایران برمی گردیم ...؛

لینک      نظرات ()      

بسیار دور از هم قد کشیده ایم ... نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸٩/٢/٢٥

 

بسیار دور از هم قد کشیده ایم ...
از زبان یک جنس مخالف، اما هم نوع....


بسیار دور از هم قد کشیده‌ایم . هر یک بر فراز صخره‌ای بلند و دره‌ای عمیق؛ میانمان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد....

جدایمان کردند؛ از روز اول مهر. با پوشش‌های متفاوت ...

مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کله‌ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند. من را به مدرسه‌ دخترانه و تو را پسرانه ....

دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند. با ردیف‌های دور از هم . نیمکت‌های خانم‌ها و آقایان. با درها و راهروها و ورودی‌ها و خروجی‌های خواهران و برادران .

جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله‌ها و در حرم و امامزاده با نرده‌ها و در دریا و ساحل با پارچه‌های برزنتی ....

آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی‌ای برای من؛ و من شدم عقده‌ی جنسی سرکوب شده‌ای برای تو.

تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان، از زور نادانی و بیماری و عقده‌های جنسی، من در پی یک نگاه و توجه و متلک از تو باشم ... و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی‌ات کند و نگاه حریص‌ات مانتو ام را بدرد ....

جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده‌ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقده‌ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم ....

بسیار دور از هم قد کشیدیم. انقدر که دیگر نگاه‌مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه‌های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا. در محل کار، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی ....

و من باید تقاص همه‌ی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخره‌ای دیگر قد کشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را ....

باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می‌شود و من تنها در خیابانم؛ وقتی دنبال کار می‌گردم؛ وقتی تاکسی سوار می شوم .



اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور....

بهتان بر نخورد...
در همه جای دنیا، فقط مستراح‌ها را زنانه و مردانه کرده‌اند ........

 

لینک      نظرات ()      

خواب و خیال نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸۸/۱٢/۸

دست از این خواب و خیال ها باید برداشت. عمر به سرعت می گذرد و تو همچنان در فکر گذشته ها یا آینده هایی هستی که گرهی از کار آمروز تو باز نمی کند. واقع بین و جدی باید بود و کوشید تا موفق شد.

لینک      نظرات ()      

چشمهایم نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸۸/٧/٢۱

چشمهایم درد می کند می ترسم بروم چشم پزشک بگوید چند ماه دیگر کور می شوی و دیگر تورا نبینم

روی ارتفاعات زاگرس سرماخوردیم صدایمان ملاحت بیشتری یافته است

عهد بسته بودم که از حجم کارهایم کم کنم اما هنوز شب ها با درد کتف هایم می خوابم و با کیسه آب گرم صبح که بیدار می شوم پشتم از گرمای کیسه اب گرم عرق کرده

از دو هفته قبل تا امروز 50 نفر را از دفترچه تماس موبایلم حذف کرده ام

این رویای دور و دراز ما را دارد می کشد

لینک      نظرات ()      

عناصر در هم آمیخته نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸۸/٤/۱۱

عناصر در هم آمیخته

                         و زندگی در مرگ گره خورده است

اگر !  تو نبودی
                      اگر ! رویای من با تو گرم نمی بود

بر ساحل فرو می افتادم
                                        همچون
‌                                                       بمبی یاوه که به هدف نخورده است

لینک      نظرات ()      

قدم زدن در خیابان های نیویورک نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸۸/۱/٢٥

قدم زدن توی خیابان نیویورک یه حس عجیبی داره  که مثل هیچ جای دیگه نیست
و هیچ جور هم شبیه تصویر اون خبرنگار کذایی 20.30 نیست
(کنایه به گزارش 20.30 از نیویورک)

فقط اونایی که در خیابان های نیویورک قدم زده باشن می فهمن من چی می گم

لینک      نظرات ()      

زرتشت پیام آور خرد و دانایی نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸۸/۱/٦

 

تصویر

زاد روز پیام آور خرد و دانایی اشو زرتشت گرامی باد

لینک      نظرات ()      

به بهانه سال نو نویسنده: زانتین الهی - ۱۳۸۸/۱/۳

حالا گیرم من و تو هر چند تا پا داریم بکنیم توی یک کفش که هیچ چیز نیست
تقویم را چکار کنیم با آن همه عدد
یا این همه آدم خوشحال را که هر سال نو تر از پارسال؟
یا این همه گل پر از رنگ که از هر شاخه شان کلی
آنتی اکسیدان آویزان کرده اند برای من و تو؟

 

پرشین نوشته عید ایرانی ! ما در عجبیم عید ایرانی چه صیغه ای ست؟ صیغه مفرد ماضی مربع

لینک      نظرات ()      

مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر سال های سگی همسایه جهانی سومی تراژدی ملغمه ای بنام ایران و ایرانی بسیار دور از هم قد کشیده ایم ... خواب و خیال چشمهایم عناصر در هم آمیخته قدم زدن در خیابان های نیویورک زرتشت پیام آور خرد و دانایی به بهانه سال نو
کلمات کلیدی وبلاگ ایرانی (۱) زرتشت (۱) یزدگرد سوم (۱) عمربن خطاب (۱) عربیسم (۱) حمله اعراب به ایران (۱) کوروش والا (۱) چنگیز مغول (۱) حقوق بشر آمریکایی (۱) پرشین تم (۱) قالب وبلاگ (۱) قالب وردپرس (۱) ورد پرس (۱) کنترل پنل وردپرس (۱) انسان ایرانی (۱) عقده جنسی (۱)